سديد الدين محمد عوفى
406
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
بايد كه « 1 » چنين ضعيفدل گردد كه طاقت آن ندارد كه « 2 » ديگران را « 3 » چوب زنند « 4 » و او صفرا كند « 5 » . پس « 6 » من او را پيش خود « 7 » خواندم و آن معنى با وى بازگفتم « 8 » ، باوردى گفت : بنده را عزم آن نبود كه هرگز سر حال خود « 9 » كشف كنم « 10 » اما چون خداوند تشريف « 11 » سؤال ارزانى « 12 » مىدارد « 13 » لازم باشد « 14 » بازنمودن آن « 15 » . خداى عزوجل « 16 » عليم است كه در آن مدت مديد « 17 » كه بنده متقلد « 18 » شغل شحنگى « 19 » بود هرگز چوبى بر هيچ آفريد نزدهام « 20 » و هيچكس را عقوبت « 21 » نكرده « 22 » و هرگاه « 23 » كه عاملى « 24 » را به من دادندى كه « 25 » بر وى مالى « 26 » متوجه « 27 » بودى من بگفتمى تا چوب « 28 » بياوردندى و او را حاضر كردمى ، پس « 29 » گفتمى كه من او را در خانهء « 30 » خود شكنجه خواهم كرد ، پس او را به خانه بردمى و سراچهاى بود « 31 » خوش هوا و فرش و اوانى مرتب ،
--> ( 1 ) - مپ 2 + مردم ( 2 ) - مج : نبايد ( 3 ) - مج : ديگرى ( 4 ) - مج : بزند ( 5 ) - مج - و او صفرا كند ، بنياد : آزرده شود + و از خود رود ( 6 ) - بنياد - پس ( 7 ) - مج - خود ( 8 ) - مپ 2 و مج : بگفتم ( 9 ) - مج + را ( 10 ) - بنياد : كند ( 11 ) - مپ 2 - تشريف ( 12 ) - مپ 2 - ارزانى ( 13 ) - مپ 2 و بنياد : فرمود ، مج : داشت ( 14 ) - مج : شد ( 15 ) - 1 مج و بنياد - آن ( 16 ) - مج - عزو - جل ، بنياد : حق تعالى ( 17 ) - مپ 2 - مديد ( 18 ) - مپ 2 : مقلد + آن ( 19 ) - مپ 2 - شحنگى ( 20 ) - بنياد : نزده بودم ( 21 ) - مج : عقوبتى ( 22 ) - بنياد : نكردهام ( 23 ) - مج : و ليكن ( 24 ) - مج : عالمى ( 25 ) - مپ 2 و مج : و ( 26 ) - مپ 2 و مج : مال ( 27 ) - مج : وجه ( 28 ) - بنياد : چوبى ( 29 ) - مپ 2 - پس ( 30 ) - مج : به خانه ( 31 ) - مج : بودى